از گنجعلی‌خان تا سلطان امیراحمد؛ با حمام‌های تاریخی ایران چه کردیم؟

تبدیل حمام تاریخی به رستوران یا چایخانه، اگر بدون شناخت ماهیت بنا انجام شود، می‌تواند به اصالت آن آسیب بزند

تصویر بازسازی شده هوش مصنوعی از حمام گنجعلی خان

انتشار تصاویر و خبرهایی از آسیب‌های جدی به حمام تاریخی گنجعلی‌خان کرمان، بار دیگر این پرسش قدیمی را پیش کشید که با حمام‌های تاریخی ایران چه کرده‌ایم؟

حمام گنجعلی‌خان، یکی از شاخص‌ترین بناهای دوره صفوی و بخشی از مجموعه ارزشمند گنجعلی‌خان کرمان، فقط یک بنای تاریخی نیست. نشانه‌ای از جایگاه گرمابه در زندگی شهری، فرهنگ تمیزی بدن، آیین‌های اجتماعی و معماری ایران است. آسیب دیدن چنین بنایی تنها تخریب چند کاشی یا فرسایش یک فضای تاریخی نیست، بلکه نشانه‌ای از بی‌توجهی گسترده‌ به میراثی است که می‌توانست به یکی از ظرفیت‌های مهم گردشگری، صنایع‌دستی، سلامت و اقتصاد فرهنگی ایران تبدیل شود.

حمام، گردهمایی اجتماعی با چاشنی تفریح و سلامت

در فرهنگ‌ باستانی ایران و یونان، گرمابه بخشی از نظام شهری و اجتماعی بود که از آن برای دیدار، گفتگو، ردوبدل کردن خبر، آماده شدن برای عروسی و زایمان و تجربه نوعی زندگی جمعی استفاده می‌شد. در شهرسازی تمدن ایرانی، نیز حمام در مجموعه میدان، بازار، مدرسه و مسجد جایگاهی ویژه داشت و بخشی از شبکه ارتباطی و فرهنگی شهر بود.

حمام ایرانی با سربینه، گرمخانه، خزینه، حوض‌، سکو، گنبدهای نورگیر و مسیرهای تدریجی تغییر دما، همه با شناخت دقیق از بدن، آب، گرما و حرکت طراحی شده بودند. بدن از فضای نیمه‌خنک سربینه به‌تدریج وارد گرمای حمام می‌شد. این گذار هم کارکرد بهداشتی داشت و هم بخشی از تجربه آیینی حمام رفتن بود.

تزیینات کاشی‌کاری، گچ‌بری و نقاشی نیز حمام را از یک فضای خدماتی ساده فراتر می‌بردند. گرمابه‌ها، به‌ویژه در دوره صفویه، زندیه و قاجاریه، بخشی از هنر شهری ایران بودند.

با فراگیرشدن حمام‌های خانگی، طبیعی بود که گرمابه‌های عمومی کارکرد روزمره خود را از دست بدهند، اما مسئله این نبود که مردم دیگر برای شست‌وشوی روزانه به حمام عمومی نمی‌روند، مسئله این بود که برای این میراث، کاربرد فرهنگی، گردشگری و اقتصادی دقیقی تعریف نشد و در بسیاری از شهرها، سرنوشت حمام‌های تاریخی میان چند گزینه محدود ماند: رهاشدگی، تبدیل به موزه یا  تغییر کاربری به رستوران یا سفره‌خانه سنتی.

کشورهای دیگر چگونه حمام را به تجربه گردشگری تبدیل کردند؟

مقایسه ایران با ترکیه در این زمینه ناگزیر است. ترکیه حمام را فقط به‌عنوان بنای تاریخی حفظ نکرد، بلکه آن را به تجربه‌ای قابل‌عرضه در بازار رو به رشد سلامت پوست و سبک زندگی تبدیل کرد.

در استانبول و شهرهای دیگر ترکیه، حمام ترکی بسته‌ای کامل از کیسه‌کشی، کف‌مالی، مشت‌ومال، شستشو، ماساژ، چای و استراحت است. در این مدل، بنا، آیین و محصول کنار هم قرار می‌گیرند و گردشگر فقط از یک ساختمان بازدید نمی‌کند. بلکه تجربه‌ای چندمرحله‌ای را آغاز می‌کند که همگی به زنجیره اقتصادی حمام وصل شده‌اند.

نمونه‌هایی مانند حمام «زیرک چینلی» در استانبول نشان می‌دهد که حمام تاریخی می‌تواند هم اصالت معماری خود را حفظ کند و هم به تجربه‌ای معاصر تبدیل شود. این بنا که به اوایل قرن شانزدهم و خواجه معمار سِنان آقا (معمار سینان) عثمانی نسبت داده می‌شود، پس از سال‌ها رهاشدگی و مرمتی طولانی، دوباره فعال شد و اکنون هم حمام است و هم فضایی برای روایت تاریخ حمام و اشیای مرتبط با آن.

ایران چه ظرفیت‌هایی را از دست داد؟

حمام گنجعلی‌خان کرمان، حمام وکیل شیراز، حمام سلطان امیراحمد کاشان، حمام گپ خرم‌آباد و ده‌ها گرمابه تاریخی در یزد، اصفهان، تبریز، قزوین، کرمانشاه، بوشهر و خراسان، فقط بناهای معماری نیستند و هرکدام می‌توانند محور روایت اقلیمی، اجتماعی و فرهنگی حمام ایرانی باشند.

حمام گنجعلی‌خان، منسوب به گنجعلی‌خان از حاکمان کرمان در زمان شاه‌عباس، می‌توانست فراتر از موزه مردم‌شناسی، به مرکز تجربه فرهنگ حمام صفوی، آموزش آیین‌های حمام، نمایش ابزارهای گرمابه، معرفی مشت‌ومال ایرانی و پیوند با صنایع‌دستی کرمان تبدیل شود.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

حمام وکیل شیراز می‌توانست در کنار بازار و مسجد وکیل، روایت منسجمی از تجارت و زندگی روزمره در دوره زندیه ارائه دهد.

حمام سلطان امیراحمد کاشان در پایتخت گلاب، هم با آن معماری چشمگیر، می‌توانست به مرکزی برای معرفی صابون‌های سنتی و عطاری در ایران تبدیل شود.

اما در عمل، بسیاری از این بناها یا به بازدید معماری محدود ماندند، یا با تغییر کاربری‌ به رستوران و قهوه‌خانه، از معنای اصلی خود فاصله گرفتند. تغییر کاربری‌هایی که اغلب بدون طرح دقیق فرهنگی، بدون پیوند با آیین حمام و بدون توجه به اصالت بنا انجام شد.

رستوران، موزه یا احیای واقعی؟

تبدیل حمام تاریخی به رستوران یا چایخانه، اگر بدون شناخت ماهیت بنا انجام شود، می‌تواند به اصالت آن آسیب بزند. گرمابه‌ها معمولا در سطحی پایین‌تر از زمین و بدون پنجره ساخته می‌شدند که در خدمت تهویه، روشنایی و آب‌رسانی بر اساس نیاز بنا بود. چنین فضایی به‌طور طبیعی برای آشپزخانه، انبار، سالن پذیرایی یا چیدمان تجاری مناسب نیست، مگر آنکه تغییرات جدی در بنا ایجاد شود که اغلب به اصالت معماری آسیب می‌زند.

نمونه‌هایی مانند حمام گپ خرم‌آباد که پس از مرمت به مجموعه‌ای فرهنگی و پذیرایی تبدیل شد، این پرسش را ایجاد می‌کند که آیا احیا یعنی بازگرداندن معنا و کارکرد فرهنگی بنا یا فقط بهره‌برداری تجاری از یک پوسته تاریخی؟

در برخی موارد، وضعیت حتی از تغییر کاربری هم فراتر رفته و به تخریب رسیده است. مثل تخریب حمام قاجاری سرپولک در قلب محله عودلاجان تهران، پس از خروج از فهرست آثار ملی، که نمونه‌ای روشن از ضعف حمایت حقوقی از میراث تاریخی در برابر فشار مالکان و سوداگران زمین است.

مرمت‌های غیراصولی، زخمی دیگر بر پیکر حمام‌ها

نگاه نمایشی به مرمت همان اندازه خطرناک است که بی‌توجهی و رهاشدگی. حمام‌های تاریخی تنها از رهاشدگی آسیب نمی‌بینند. گاهی خود مرمت نیز به عامل تخریب تبدیل می‌شود. بزرگ‌ترین خطای مرمتی استفاده از سیمان به‌جای ملات‌های سنتی و تنفس‌پذیر مانند ساروج است. سیمان رطوبت را در دیواره‌های حمام حبس می‌کند و باعث طبله کردن، شوره زدن و ریزش تزیینات و کاشی‌کاری‌ها می‌شود.

حمام و اقتصاد فرهنگی فراموش‌شده

از دست رفتن ظرفیت حمام‌های ایران فقط به معنای فرسودگی چند بنای تاریخی نیست. ایران می‌توانست از فرهنگ حمام، یک زنجیره اقتصادی و فرهنگی بسازد.

اهمیت این ظرفیت زمانی روشن‌تر می‌شود که به بازار جهانی حمام و خدمات وابسته به آن نگاه کنیم. بر اساس گزارش بازار «دیتااینتلو» (DataIntelo)، ارزش بازار جهانی حمام در سال ۲۰۲۵ حدود ۳.۸ میلیارد دلار براورد شد و پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۳۴ به حدود ۶.۹ میلیارد دلار برسد.

این بازار تنها به شست‌وشو یا خدمات آب‌درمانی محدود نیست و کشورهایی مانند ترکیه، مراکش، مجارستان و ژاپن، هرکدام با تکیه‌ بر سنت‌های بومی خود، حمام را به بخشی از گردشگری سلامت، تجربه فرهنگی و اقتصاد سبک زندگی تبدیل کرده‌اند.

در چنین نگاهی، حمام مرکز شکل‌گیری چندین تجارت خرد و منطقه‌ای است. نساجی، تولید حوله و لنگ، صابون‌سازی، گلاب و عرقیات، سنگ‌تراشی، مسگری، معماری، مشت‌ومال، آرایشگری، آب‌درمانی و گردشگری فرهنگی، همگی می‌توانند حول محور حمام شکل بگیرند و به اقتصاد محلی کمک کنند.

کاشان، یزد، اصفهان، کرمان، شیراز، تبریز و خراسان می‌توانستند هرکدام روایت خاص خود را از حمام ایرانی بسازند. همان‌گونه که «پِشتِمال» و حوله ترکی امروز در بازار جهانی با حمام ترکی شناخته می‌شود، لنگ و قطیفه، حوله‌های دست‌بافت، صابون‌های سنتی، کیسه‌های حمام و محصولات گیاهی ایران نیز می‌توانستند بخشی از یک بازار فرهنگی باشند. در حالی که این ظرفیت‌ها پراکنده ماندند. حمام از نساجی جدا شد، صابون از آیین حمام فاصله گرفت، مشت‌ومال از روایت فرهنگی حذف شد و بناهای تاریخی یا خاموش شدند یا با تغییر کاربری‌ به بناهایی تبدیل شدند که با زیربنای اصلی آن‌ها ارتباطی نداشت.

برای احیای حمام‌های تاریخی، حفظ گنبد، کاشی، سربینه و گرمخانه کافی نیست. باید دانست مردم چگونه حمام می‌رفتند، چه ابزارهایی به کار می‌بردند، حمامی و دلاک چه جایگاهی داشتند، حمام زنان و مردان چه تفاوت‌هایی داشت، آیین حمام عروس و داماد چگونه بود، حمام زایمان چه معنایی داشت و پاکیزگی بدن چگونه با سلامت، اجتماع، زیبایی و مناسک زندگی پیوند می‌خورد.

مسئله حمام‌های تاریخی ایران، روایت چند کاشی و گنبد نیست. این بناها یادگار دوره‌ای‌اند که پاکیزگی، سلامت، معاشرت، آیین، معماری و اقتصاد خرد در یک فضای عمومی به هم می‌رسیدند. اگر ترکیه توانست از حمام، حوله، صابون، ماساژ و معماری عثمانی، گاهی حتی در غیاب روایت‌های تاریخی مستند،  تجربه‌ای جهانی بسازد، ایران نیز می‌تواند از حمام ایرانی، مشت‌ومال، کیسه، لنگ، صابون سنتی، گلاب، عطاری و معماری گرمابه، صنعتی فرهنگی و پایدار ایجاد کند، اما این کار تنها زمانی ممکن است که حمام تاریخی نه به‌عنوان پوسته‌ای برای رستوران، نه به‌عنوان موزه‌ای خاموش و نه به‌عنوان ملکی قابل‌معامله دیده شود. بلکه به‌عنوان میراثی زنده فهم شود.

گرمابه‌های ایران هنوز می‌توانند به زندگی بازگردند، اگر مرمت بنا با بازگشت روایت، آیین، تجربه و اقتصاد فرهنگی همراه شود.

بیشتر از فرهنگ و هنر